مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

53

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

لعن يزيد لعن به معناى طرد از رحمت است . خداى متعال مىفرمايد : « لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ » « 1 » * يعنى اينكه آنان را از رحمت دور كرد و طرد نمود . براى جواز لعن يزيد به موارد چندى مىتوان استدلال كرد ؛ كه از آن جمله است : 1 . تمسّك به عموم و اطلاق برخى آيه‌هاى قرآن خداى متعال مىفرمايد : إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً . « 2 » آنها كه خدا و رسولش را مىآزارند ، خداوند در دنيا و آخرت لعنتشان كرد و برايشان عذابى خوار كننده آماده ساخته است . حال اگر آزار امام حسين ( ع ) موجب آزار پيامبر ( ص ) باشد ، آيا قتل او موجب آزار پيامبر ( ص ) نيست ؟ « 3 » در جايى ديگر خداوند متعال مىفرمايد : وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً . « 4 »

--> ( 1 ) . البقرة ( 2 ) ، آيه 88 . ( 2 ) . الأحزاب ( 33 ) ، آيه 57 . ( 3 ) . زرندى متوفاى سال 570 در كتاب نظم دررالسمطين ( ص 232 ) مىنويسد : على از درّة دختر ابو لهب و به نقلى از ابو هريره نقل كرده است كه صبية ، دختر ابو لهب ، نزد پيامبر ( ص ) آمد و عرض كرد : مردم مرا صدا مىزنند و مىگويند تو دختر هيزم خداوندى . گويد : پيامبر ( ص ) خشمناك بيرون آمد تا بر منبر قرار گرفت . پس از حمد و ثناى الهى فرمود : چه شده است كه مردانى از شما مرا با آزار اهل بيتم مىآزارند ؟ به آنكه جانم به دست اوست سوگند ، هيچ بنده‌اى ايمان نمىآورد تا آنكه مرا دوست بدارد ، و مرا دوست نمىدارد ، تا آنكه خاندانم را به خاطر من دوست بدارد . بدانيد هركس با آزار خويشاوندانم مرا بيازارد ، مرا آزرده است و آن كس كه مرا بيازارد خداى را آزرده است . مىگوييم : هرگاه كه پيامبر ( ص ) با آزار زبانى دختر ابولهب خشمگين مىشود ، آيا مىشود كه نسبت به آنچه بر سر اهل بيت او با زبان و شمشير آورده‌اند ، خشمگين نشود . ( 4 ) . النساء ( 4 ) ، آيه 93 .